مرتضى مطهرى

446

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

باشد . اين يك قرارداد است . يك وقت قرارداد مىكنند كه مثلًا وقتى مىخواهند به حضور يك شخصيت بروند ، لباسى كه مىپوشند رنگش اين باشد ، دوختش اين جور و جلويش گرد باشد ، چنين و چنان باشد . . . اينها امور قراردادى است . در آداب كه قراردادهاى عرف و اجتماع است به اين صورت است . از نظر اسلامى هم اگر ما اينها را به صورت سنتها و مستحبات داشته باشيم ، اغلب اينها اصالت ندارد و بيشتر به همان عرف مردم بستگى دارد . اينها ديگر جزو اخلاق شمرده نمىشود كه ما بگوييم چون اينها تغيير مىكند - مثلًا شما مىبينيد كه يك ملت كلاه را برمىدارد مىگويد خوب است ، ملت ديگر كلاه را مىگذارد مىگويد خوب است - پس اخلاق متغير است . اينها دليل بر تغيّر اخلاق نمىشود ، مربوط به تغيّر آداب است . سخن ويل دورانت ويل دورانت مثالهايى ذكر مىكند ، اول راجع به اينكه اخلاق در زمان ما تغيير كرده است . خوب اين مسأله‌اى است كه اخلاق مردم تغيير كرده . هيچ كس هم منكر نيست كه « اخلاق تغيير مىكند » غير از مسئلهء خوبى و بدى است . اخلاق كه تغيير مىكند ، غير از اين است كه آن اخلاقِ تغييركرده ، چون تغيير كرده خوب است ! اول اين بحث را پيش مىكشد كه ما مىدانيم اخلاق امروز با قديم فرق كرده . مىگويد : صفت جوانمردى - كه نيچه طرفدار اين صفت بود و مىگفت حتى با زنان هم نبايد زياد مهربانى كرد چون بر ضد جوانمردى است - امروز به كلى از بين رفته و جاى خودش را به صفات تملّق و غيره داده . حيا و حجب كه به عشّاق دليرى مىبخشيد و به هر قدرتى نيروى مضاعف مىداد ، شهرت بى اصل گشته است . زنان كه قديم چنان عفيف بودند و حيا و حجب داشتند ، حالا دلبريهاى نهان خود را چنان آزادانه در معرض رقيبان نهاده‌اند كه كنجكاوى ، ديگر مايهء زناشويى نمىگردد . ادبيات ما بيشتر در اطراف امور جنسى است . مىخواهد بگويد همهء اينها معلول زندگى صنعتى امروز است . ولى نتيجه‌اى كه